• نامه پیامبر (ص) در منابع معتبر تاریخی ایرانی و غیر ایرانی آمده و مبنای تحقیقات ادعایی شبهه نیز فاقد اعتبار است




    متن شایعه

    " آیا محمد پیامبر اسلام  نامه ای به خسروپرویز ساسانی فرستاده بوده است؟! داستان ارسال نامه پیامبر به خسروپرویز و امپراتور روم و ....را همگی می دانیم و نمی خواهم آنرا تکرار کنم اما هنگام مطالعه به نکاتی جالب در مورد عدم اصالت وجود چنین نامه ای بر خوردم که آنرا  در زیر می آورم: پرنس کایناتی در کتاب سالنامه های اسلام و بر اساس پژوهشهای محقق آلمانی..هوبرت گریم ...به چند دلیل این نامه را رد می کند: 1-در تمام نامه های فرستاده شده توسط محمد (ص)به پادشاهان دیگر کشورها .. فقط یک تن از آنها از نظر مقام با شاهنشاه ایران برابری میکند و آن هم امپراتور روم است.اما واکنش تمام آنها دقیقا در نقطه ی مقابل خسروپرویز است.زیرا نجاشی  شاه حبشه اسلام می آورد و امپراتور روم نیز اظهار می کند که دین محمد را قبول دارم ولی از جان خود در برابر رومیان بیم دارم.خسروپرویز هم که نامه را پاره می کند! وقتی مورخان باستان چنین خیالبافانه با افسانه سرایی ...واقعیت های تاریخی را تحریف می کنند  چگونه می توان به اصالت وجود چنین نامه هایی  اعتبار بخشید؟! 2-دلیل دوم نوع تشریفات سنگین دربار خسرو پرویز است که در تمام منابع از ان سخن رفته است.رسیدن به نزد شاهنشاه ساسانی ...یک هفت خوان رستم را طی کردن می خواسته...به طوری که حتی شاهان دست نشانده نیز نمی توانسته اند تا فاصله ی معینی به شاه نزدیک شوند.در چنین شرایطی تصور اینکه یک تازی گمنام  از شبه جزیره ی عربستان  ...آن هم به نمایندگی از یک تازی گمنام تر که به همان اندازه  نزد دربار ساسانی گمنام بوده است ...از راه برسد و بی هیچ اشکالی به نزد پادشاه برود و بدون تشریفات نامه را به دست خسروپرویز بدهد و با وی در مورد آن به جرو بحث بپردازد ..اگر برای یک تازی قرن1و2 هجری قابل قبول باشد ..برای ما که به تشریفات دربار شاهان ساسانی آشنایی کلی داریم ...به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. 3-بنا به محاسبه ی دقیق خسرو پرویز در29فوریه628م  به فرمان فرزندش شیرویه کشته شد و این تاریخ برابر 17شوال سال6 هجری است. چنانچه طبری و ابن سعد گفته اند این نامه باید در هفته های پایانی سال627 یا هفته های اوایل سال 628م  و توسط  عبدالله ابن حذافه فرستاده ی پیامبر به خسرو پرویز تسلیم شده است...در صورتی که در همین تاریخ این شخص از جانب پیامبر در حدیبیه ...مامور مذاکره با قریشیان  بوده است که به صلح معروف حدیبیه تمام شده است! چگونه یک شخص در آن واحد در دو مکان حضور داشته است؟! 4-در ان بخش از تاریخ طبری که حوادث اخرین سالهای ساسانیان براساس منابع ایرانی (به ویژه خداینامه که مورد استفاده ی فردوسی  و بیرونی و مسعودی و...قرار گرفته ) روایت شده است...سخنی از چنین سفارت و فرستاده ای به میان نیامده و آنچه گفته شده صرفا از منابع تازی گرفته شده است و این نشان می دهد که وجود چنین نامه ای برای خود ایرانیان به کلی ناشناخته بوده است. همانطور که  نامه های نوشته شده به دیگر شاهان کشورها نیز در منابع  روم و یونان و حبشه و ارمنی و سریانی ولاتینی و...به طور کامل ناشناخته بوده است! به احتمال زیاد این روایت را در دوران اموی و شاید عباسی وارد تاریخ کرده اند! بن مایه ها: سالنامه های اسلام ... کایناتی... ج2 بخش1 پاراگراف 45و46 ... پس از 1400 سال شجاع الدین شفا..ص377-384 "


    پاسخ شایعه

    1. ادعاهای این متن که به تحقیقات هوبرت گریمه منتسب شده، صحت ندارند! این مستشرق فرانسوی دین شناس نبود و انحرافش به حدی بود که قرآن را برخاسته از نبوغ پیامبر(ص) و حتّی ایشان را یک نابغه کمونیست معرفی می کرد!
    http://yon.ir/khosrop1
    2. نویسنده ناآگاه متن ادعا کرده این نامه در تاریخهای ایرانی وارد نشده، اما به درج آن در تاریخ طبری اعتراف کرده است! تاریخ طبری از مشهورترین تواریخ ایرانی است که در جلد دوم صفحه ۶۵۴ به این نامه پرداخته است!
    3. ارسال نامه پیامبر(ص) به سران برخی کشورها، مورد اتفاق مورخان مسلمان و بسیاری از مستشرقین غیر مسلمان نیز هست و در منابع مختلف هم ذکر شده است!
    4. در بند اول شبهه دلیلی بر رد این نامه ارائه نشده و فقط اختلاف برخورد پادشاهان، خیالبافی و افسانه سرایی خوانده شده است!
    5. نویسنده که در بند اول شبهه آثار تاریخ نویسان را افسانه و خیال دانسته، خودش در بند دوم به آنها استناد کرده است! اخبار تشریفات دربار ایران نیز از آثار همین مورخان به او رسیده است!
    6. تشریفات مانع رسیدن نامه به خسروپرویز نیست، چنانکه نامه قیصر نیز علی رغم تاخیر، به او رسید!
    7. مغلطه نویسنده است که حامل نامه را عربی بیابانگرد معرفی می کند، نه فرستاده آخرین پیامبر الهی که همگان انتظارش را می کشیدند! راه چنین فرستاده ای در سخت ترین تشریفات هم باز بود، چنانکه در دربار سایر پادشاهان باز شد! 
    8. تمام نقلها، نگارش و ارسال نامه را بعد از صلح حدیبیه دانسته اند! پس اینکه "عبد الله بن حذافه" هم در ماجرای صلح حدیبیه بوده و هم نامه را برده منافاتی ندارد!
    9. در پاره کردن نامه توسط خسرو پرویز اختلافاتی هست، اما تاریخ نویسان به تندی و عتاب او نسبت به نامه، اذعان کرده اند!


    حق جو و حق طلب باشیم
    لینک مطلب جهت انتشار:
    http://shayeaat.ir/post/706

  • فرم ارسال نظر
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر
    نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
    نظرات مطلب

شایعات

بررسی و تحلیل موارد شایع و منتشر شده در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی

منوی کاربری